منوی اصلی
صفحه شخصی نبی الله باستان فارسانی
بیستون را عشق كند و شهرتش فرهاد برد
  • رشدیه و بنیانگذاری دبستان های نوین در ایران

    محمد رضا نیک نژاد،تارنمای نامه نیوز،19/9/91

    و روزنامه آرمان، ص 7 ، 20/9/91

    از مدرن ها بدون تنفر سخن بگو واز قدما بدون ستایشگری،هر یک را بخاطر شایستگی شان قضاوت کن و نه بدلیل قدمتشان.

                                                              لرد چستر فیلد

    در روز پنجم رمضان 1276 ه– ق در منزل یک روحانی بنام ملا مهدی تبریزی و در شهر تبریزکودکی زاده شد. این کودک بعد ها با نو آوری و پشتکار خویش اثرات شگرفی بر روند رو به رشد مدرنیته و آموزش در ایران بر جای گذاشت. نام او را میرزا حسن نهادند،که بعدها رشدیه خوانده شد.

    وضع آموزش در این دوره از الگو های جهانی فاصله ی بسیار داشت.تنها نهادی که کار آموزش کودکان را سامان می داد، مکتب خانه بود. بیشتر این مکتب خانه ها درجاهای نا مناسب مانند گذرگاه ها واتاقک های ویژه ی طلبه ها در مسجدها برگزار می شدند .در آنها رویه ی یکسانی برای آموزش وجود نداشت . کودکان از خرد سالی در اثر فشار خانواده ومعلم ناچاربه خواندن کتاب های ادبیات کلاسیک مانند دیوان حافظ ،گلستان و بوستان سعدی، جامع عباسی......... و روخوانی قرآن بودند . معلم ها در بیشتر موارد آنچنان کم مایه بودند که برای درک گفته های خود نیز با دشواری روبرو می شدند. ابزار آنها افزون بر کتاب های که گفته شد، چوب وفلک بود که در نهایت سنگدلی از آنها استفاده می گردید. بنیاد آموزش بر آزار روحی وجسمی کودکان ودانسته های سطحی آنها استوار بود.مکتب خانه از نظر مالی مستقل از دولت بود و برای ادامه ی کار چشم به پیشکشهای خانواده ها داشت.چندگانگی در پرداخت، خود مایه ی نگاه چندگانه ی معلم به نوآموزان می گردید .بیشتر مکتبداران دارای اندیشه های واپسگرا بودند.افزون بر این بیشتر آنها روابط خوبی با کارگزاران حکومت و علما داشتند که از آنها گروهی پر نفوذ درپهنه ی جامعه ساخته بود و کمتر کسی توان رویا رویی با آنها را داشت .

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • به نام خداوند جان و خرد

    بار دیگر اتفاق افتاد!

    "سی و سه دانش آموز دچار سوختگی شدند. 8 تن از آنها شرایط وخیمی دارند و بالای 50 درصد سوخته اند. از زمان ساخت مدرسه (خیّرساز) بیشتر از چهار تا پنج سال نمی گذرد- البته برابر خبر دیگری،مدرسه ای است تخریبی. درِ کلاس دستگیره نداشت و ما نمی دانستیم چکار کنیم. خانه های روستا گاز کشی است اما مدرسه اگرچه انشعاب گاز دارد،لوله کشی نشده است. این آقایان بودجه‌ها را کجا مصرف می‌کنند؟ و چه اموری واجب‌تر از رفع کمبودهای مدرسه مناطق محروم می تواند برای مصرف بودجه یافت؟ تصویری از چهره ی سوخته و ورم کرده دختران روی تخت بیمارستان . چهره ی بهت زده مادری پشت در اتاق عمل . تذکر شفاهی و کتبی به وزیر،درخواست استعفا و... "

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • نامه ای به "دیلما روسف" رئیس جمهور برزیل (طنز)

    علی بهشتی نیا - صــــــریـــر

    سلام خانم "روسف " زمانی که خبر اختصاص در آمد نفتی برزیل به آموزش و پرورش را خواندم بسیار متاثر شدم. نمی دانم شما چگونه چنین تصمیمی گرفتید؟ شما مگر مجلس و مطبوعات و رسانه ندارید که به همین راحتی به شما اجازه ی چنین کاری را دادند. نمی دانم به چه زبانی بگفویم اما امیدوارم کسی پیدا شود و این نامه دلسوزلنه را برای شما ترجمه کند. شما هیچ فکر کرده اید در زمان هسته ای شدن جهان عقبگرد کرده اید و فیتیله ی آموزش و پرورشتان را با نفت روشن می کنید.  

    خانم روسف یادتان رفته که شما از بدهکارترین کشورهای جهان به ششمین اقتصاد جهان تبدیل شده اید . مگر آب نانتان کم است که چنین طرحی داده اید یا مگر آب و نانتان زیاد است که می خواهید به بهانه باسواد کردن ملت ، پول نفت را  بدهید یک عده معلم و دانش آموز بخورند . ببین خانم محترم امورات معلمان و دانش آموزنتان به هر حال یک جوری می گذرد . برای معلمانتان همیشه شغل دومی هست و به جای اینکه مانند برخی کشورهای جهان از معلمانتان پول در بیاورید می خواهید به آن ها پول هم بدهید! یعنی شما نمی توانید اضافه کاری معلمانتان را ندهی و از این راه بدهی برزیل را پرداخت کنی تا کشورت از رتبه ی ششم به رتبه های بهتری برسد . اصلا خانم روسف هیچ می دانی اگر معلمان کشورت درآمدشان بیشتر شود در کشورتان تورم بیشتر می شود؟ خانم روسف بیا آقایی کن به خاطر امنیت خودت و دولتت، این طرح را پس بگیر.

    اصلا چرا خانم روسف با پول نفت کشورت موشک و تانک نمی خری که قدرت دفاعی برزیل را بیشتر کنی ؟ آخر خواهر من علم و دانش چگونه می تواند مانند توپ و تانک قدرت بازدارندگی داشته باشد ؟ تا پیش از این فکر می کردم کشورهای خل و چلی که پول و درآمدشان را در اختیار آموزش و پرورششان می گذارند کم است اما اشتباه می کردم شما هم به جمع این کشورهای بی تدبیر و خل و چل اضافه شدید.

    خانم روسف عزیز چرا با پول نفتتان نمی روید از چین کشور دوست و همسایه ی ما دسته بیل و سنگ قبر و زیپ و چیزهای دیگر وارد کنی ؟ شما هیچ می دانی اگر آموزش و پرورش کشورت رشد کند منابع طبیعتان از بین خواهد رفت؟ درختی که باید نردبان و دسته بیل شود با این طرح شما به کاغذ و کتاب تبدیل می شود. به جای این قرطی بازی ها برو با پول نفت کشورت دانش و مدرک بخر؛ اگر هم نتوانستی بیا ایران تا دلت بخواهد از این چیزهای مفت فراوان است.

    خانم روسف مگر ما بیشتر از شما نفت و منابع نداریم! مطمئن باش اگر طرح اختصاص درآمد نفتی به آموزش و پرورش خوب بود مسئولان کشور ما خیلی زودتر از شما این کار را می کردند. شما با این کارتان به مقامات نفتی ما توهین می کنی که کشورهای نفتی چون ما عقلمان اندازه ی شما هم نمی کشد. نه خانم جان "برو این دام بر مرغی دگر نه" می ترسم اگر همین طور ادامه دهم اذهان عمومی من مشوش شود و یه بلایی سر شما و کشورت بیارم . بنابراین از من معلم به شمای بی تجربه در امر آموزش نصیحت پولت را در آموزش و پرورش حیف ومیل نکن.


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 15 آذر 1391 17:32
    ارسال دیدگاه
  • دیروز صبح زود مدیر مدرسه پیامکی برایم ارسال کرد که:

    سلام باستان جان!

    یک هیتر نداری یک ماه امانت بیاری مدرسه؟

         من هیتر نداشتم. با هزینه های سرسام آور کنونی برق که حتی روشن کردن یک لامپ پرمصرف هم کلی به آدم ضرر می رساند هیچ عقل سلیمی استفاده از هیتر برقی را توصیه نمی کند. وقتی به مدرسه رسیدم در دفتر مدرسه از سرما به خود لرزیدم. به ناچار تا رفتن دانش آموزان به کلاس، در خودرو ماندم. چون هم گرم تر بود و هم می توانستم به رادیو گوش بسپارم.

         کلاس درس هم بسیار سرد بود و دانش آموزان از این موضوع شاکی بودند. هنگام زنگ استراحت از مدیر پرسیدم: این مدرسه که به سیستم حرارت مرکزی مجهز است. پس چرا آن را راه نمی اندازید؟ پاسخ او این بود که: گازوییل نداریم. منبع آب هم باید لوله کشی و عایق بندی شود. بارها از مدیر مجتمع خواسته ام که مشکل را برطرف نماید ولی می گوید پول برای تهیه ی سوخت نداریم! فردی هم که مسئول راه اندازی سیستم هست امروز و فردا می کند. گویی او هم منتظر پول است.

        دیروز را هرطور بود گذراندیم. مدیر محترم ایثار کرد و کاپشن خودش را بر تن من کرد. نوشیدن چای داغ هم تا اندازه ای از سرمای بدنمان کاست. دانش آموزان هم چاره ای نداشتند جز اینکه زنگ های استراحت را در کلاس بگذرانند. چندتایی هم که بیرون بودند را دیدم که گوشه ی حیاط مدرسه، دست در جیب کرده و به هم چسبیده بودند تا شاید کمی گرم شوند.

        دیروز از سایت فرهنگیان نیوز خبری را خواندم مبنی بر اینکه «دستورالعمل سیستم های گرمایشی به مدارس ابلاغ شده است.»  و رییس سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور از الزام همه مدارس کشور اعم از شهری و روستایی برای استفاده از بخاری‌های استاندارد خبر داد و گفت: بخاری‌های حرارت مرکزی و نفتی کاربراتوری تنها بخاری‌های استاندارد قابل استفاده در مدارس است.

        من نمی دانم وقتی ساز و کار سیستم گرمایشی مشکل داشته باشد و یا مواد سوختی در مدرسه نباشد آیا دستورالعمل می تواند گرما تولید کند؟ چه کسی پاسخگوست؟ مدیر مدرسه؟ مدیر مجتمع؟ کارشناسان اداره؟ مدیر اداره؟ یا...؟

        به هر حال امیدوارم هرچه زودتر این مشکل برطرف شود و دانش آموز و معلم با فراغ بال و آسودگی به امر تعلیم و تربیت بپردازند.

    آخرین ویرایش: سه شنبه 7 آذر 1391 10:41
    ارسال دیدگاه
  • فرهنگیان نیوز گزارش داد

     کد خبر: 3397

    دوشنبه، 6 آذر 1391 - 22:36

    شمار زیادی از مدارس ابتدایی و راهنمایی اسلواکی روز دوشنبه به سبب اعتصاب بی سابقه معلمان تعطیل شد.
    به گزارش خبرگزاری فرانسه از براتیسلاوا، این معلمان که اعتصاب نامحدودی را آغاز کرده اند افزایش ده درصدی حقوق خود را خواستارند.
    بر اساس این گزارش،‌ حقوق معلمان در اسلواکی پائین تر از میزان متوسط حقوق در سطح این کشور است.
    شماری از مهد کودک ها و دانشگاهها نیز دیروز (دوشنبه) در اسلواکی تعطیل شده بود.
    میزان حقوق دریافتی معلمها ابتدا چهارصد و سی و پنج یورو معادل پانصد و شصت و یک دلار بود که پس از پانزده سال به پانصد و هشتاد یورو افزایش یافت. این در حالیست که متوسط میزان حقوق درنظر گرفته شده برای کارمندان در این کشور هفتصد و هفتاد یورو است.
    174/102

    آخرین ویرایش: سه شنبه 7 آذر 1391 09:34
    ارسال دیدگاه
  • دیانا راویچ/ لس آنجلس تایمز / 28 مارس 2010

    برگردان : مهدی بهلولی

    روزنامه آرمان،6/9/91

    دو سیمای ویژه،پیاپی،شاخص تاریخ مدرسه های دولتی آمریکا بوده اند. یکی این که در سراسر سده ی گذشته،دستگاه آموزش و پرورش ما،همواره شیفته ی ایده ای بلندپروازانه شده است- ایده ی یک دانشور و یا سازمانی که نوید راه حل ساده ی مشکلات مدرسه های مان را می دهد. و سیمای دوم این است که نه هیچ راه حل ساده ای هست و نه هیچ درمان معجزه آسایی برای آن مشکلات.

    روزگار ما نیز،جدا از این ها نیست. ما هم اینک،با موجی از اصلاحات آموزشی مبتنی بر این باور روبرویم که مدرسه ای که دانش آموزان را گزینش می کند،بر پایه ی آزمون ها پاسخ می گوید،و بر بنیاد رقابت پیش می رود،موفقیت تحصیلی را،شگفت انگیزانه،بهبود می بخشد. اما اکنون،شواهدی تجربی هست که آشکارا نشان می دهند گزینش،رقابت و پاسخگویی،به عنوان اهرم های اصلاح آموزشی،کارگر نیستند. ولی دولت اوباما،با تبلیغ یک برنامه ی تهاجمی اصلاح مدرسه- تدوین شده در بخش شتاب برای برترین برنامه- در حال پیش رفتن است. بنیاد این برنامه،بر نیروی انگیزه بخشی و رقابت استوار است. این رهیافت،اگر وضع مدرسه ها را بدتر نسازد،بهتر نیز نخواهد ساخت.

    آخرین ویرایش: دوشنبه 6 آذر 1391 20:53
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 10 ... 2 3 4 5 6 7 8 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات